اختلال شخصیت وابسته

ویژگی اصلی این اختلال که از اوایل بزرگسالی آغاز می شود، نیاز مفرط به مورد حمایت قرار گرفتن است. افراد مبتلا به این اختلال، اعتماد به نفس بسیار کمی دارند و مدام احساس نیاز به مراقبت در آنها وجود دارد. درنتیجه در تصمیم‌گیری‌های روزانه نیز نیاز به همراهی دیگران دارند. برای برقراری ارتباطات به‌مدت زمان زیادی نیاز دارند و از ترک‌شدن به‌شدت می‌ترسند. کسی که به این اختلال دچار است، کفایت لازم برای کارهای مختلف را در خود نمی‌بیند و به دیگران وابسته است.

مشخصه اين افراد، رفتاري حاکي از وابستگي و سلطه پذيري به صورت الگويي نافذ و فراگير در کليه ابعاد زندگي آنهاست. افراد مبتلا، از تصميم گيري عاجزند مگر آن که با ديگران به مقدار بسيار زيادي مشورت کرده و کاملاً مطمئن شده باشند.

درمان

خوشبختانه درمان اختلال شخصيتي وابسته با نتايج خوبي همراه است و اغلب نتيجه بخش مي باشد. پايه اصلي درمان بر روش هاي غيردارويي بنا شده. يکي از آنها درمان هاي مبتني بر بينش است که بيمار بتواند صورت هاي اوليه رفتار خود را بشناسد و با حمايت درمانگر به فردي مستقل تر، با جرأت تر و با اتکا به نفس بيشتر تبديل شود. طبيعي است که ايجاد اين تغييرات نياز به زمان دارد. بنابراين صبر و حوصله و بردباري کمک زيادي به پيشرفت مي کند. رفتاردرماني، جرأت آموزي، خانواده درماني و گروه درماني نيز از جمله ساير روش هاي غيردارويي هستند که به کار مي روند و در بسياري از بيماران نتايج موفقيت آميزي هم داشته اند.

اگرچه از روش هاي دارويي هم براي درمان اين مشکل استفاده مي شود اما روش هاي غيردارويي، آثاري ديرپا و ماندگار بر جا مي گذارند و به اين ترتيب بيماري که تحت اين دسته از درمان ها قرار گيرد، تا سال هاي سال قادر به بهره مندي از يک زندگي طبيعي خواهد بود.

علایم

در این اختلال نیاز مفرط برای تحت مراقبت قرار گرفتن، به رفتاری مطیعانه، سلطه پذیر، وابسته و ترس های جدایی منجر شده که در زمینه های مختلف به چشم می خورد و با حداقل پنج نشان از موارد ذیل مشخص می شود:

  • مشکل در تصمیم گیری های روزانه خود بدون نظر خواهی و اطمینان بخشی افراطی از جانب دیگران
  • نیازمندی به پذیرش مسئولیت بیشتر موارد عمده زندگی آن ها توسط دیگران
  • مشکل در ابراز مخالفت با دیگران به دلیل ترس از دست دادن حمایت یا تایید دیگران
  • دشواری در شروع طرح ها و برنامه ها یا انجام مستقل کارها به دلیل فقدان اعتماد به قضاوت یا توانایی های خود
  • زیاده روی در جهت دستیابی به محبت و حمایت دیگران تا جایی که داوطلب انجام کارهای ناخوشایند می شوند
  • احساس ناراحتی یا درماندگی به هنگام تنها ماندن به دلیل ترس اغراق آمیز از ناتوانی در مراقبت از خویشتن
  • اشتغال ذهنی غیر واقع بینانه با این موضوع که مبادا برای مراقبت از خودش، تنهایش بگذارند