زنى كه با گرگ ها ميدود

زنى كه با گرگ ها ميدود

 لوکیشن: دریاچه ی اولزواتر، کامبریا، انگلستان. ساعت ۱۷:۳۲، ۲۳ آگوست، هوا ابری. آرش در سکوت با دستانی که از پشت به هم قلّاب شده به آرامی راه میرود و میرا چند قدم جلوتر از او حصار چوبی و نم کشیده و پوسیده ی کنار دریاچه را بالا میرود و از آرش میخواهد که او را در فریم عکس...

مرگ میرا

مرگ میرا

١٧ سپتامبر ٢٠٢٠، ساعت ١٤:٢٠، لندن، محلّه ى ناتين هيل، بدفورد گاردن، شماره ٨١، طبقه ى ٢، اتاق خواب هربرت كرتزمر، هوا ابرى و نمناك  هربرت: (با چشمانى كه ميخندد) دير نكردى... مانى: (با تحكّم و لبخند) هربرت، من دير نميكنم. هربرت: اين مدّت كه نبودى يك دكتر عوضى ميومد واسه...

تشنّج زير آستانه اى

تشنّج زير آستانه اى

لوكيشن: اتاقى كوچك با پنجره اى شرقى، آرش و ميرا روى تختى ژاپنى با فريم و پايه هاى كوتاه و قطور از آبنوس و رو اندازى سفيد رنگ كنفى دراز كشيده اند. ميرا كتاب ميخواند و آرش خيره به سقف كوتاه اتاق قهوه ی دمی اش را هورت ميكشد.  ميرا: آرش، يادته اون اوّلا كه تازه آشنا شده...

آداب وداع

آداب وداع

آرش: به نظرت برخورد اوّل تو برداشت ما از روند يك ارتباط مهم تره يا آخرين ديدار؟ ميرا: مهم؟ آرش: منظورم اينه كه كدومشون بيشتر و قابل اطمينان تر راجع به حقيقت طرفين روايت ميكنه. ميرا: به نظرم اوّلين ديدار قطعا تاثيرگذاره؛ ولى ميتونه به شدّت هم نامعتبر و محتوم به اتفاقات...

چشمان ميرا

چشمان ميرا

ميرا: آرش تو به عشق در يك نگاه باور دارى؟ آرش: منظورتُ از عشق مشخص كن اول ميرا. ميرا (پشت چشم نازك ميكند): منظورم عشق رمانتيكه. آرش: خوب باورم اينه كه تو در سطحى از آگاهى انتخاب ميكنى كه عاشق شى و اين انتخابُ با يك "بهانه" شروع ميكنى. ميرا: (سكوت) آرش: به نظرم هر چى...

انگشتانِ ميرا

انگشتانِ ميرا

 آرش: ميرا، تو اصلا وقتى نيستم بم فك ميكنى؟ ميرا: چى ميشه كه انقدر دنبال "باز اطمينان دهى" منى؟ آرش: نميدونم، ساكت كه ميشى ميترسم... ميرا (با لبخند): از چى؟ آرش: فك ميكنم "سكوتِ" طولانى پيش درآمدِ رفتنه! ميرا: چطور؟ آرش: نخنديا، بچه كه بودم مامان كه قهر ميكرد، هيچ چيز...

“فرسودگى در مكالمه”

“فرسودگى در مكالمه”

‏Dialogical Exhaustion "فرسودگى در مكالمه" بين دو سوژه هنگامى رخ ميدهد كه به صورت متناوب يا هيچ گفتگوى بيرونى اتفاق نمى افتد (در حالى كه در درون هر دو/يك سوژه كلام جاريست)، يا چنان بى مهابا و هدف، شارش كلمات واقع ميشود كه احتمالا چيزى جز ويرانه اى نمى ماند و يا شايدم...

(باز_ملاقات)

(باز_ملاقات)

آرش: من صبورم ميرا! ميرا:آرش، صبر مهمه، حتّى شايد لازم! ولى هيچ چيز به اندازه ى صبر تو يك روند غلط نميتونه كشنده و مهلك باشه. آرش: روند غلط؟ كشنده؟ واسه كى؟ ميرا: واسه رابطه، آرش ارتباط انسانى مثل يك كودك نياز داره مراقبش باشى و نگران رشد و امنيتش... به نظرت چقدر...

پروكراستيزم مدرن

پروكراستيزم مدرن

تبعيض يك مفرِّ ناامن براى گريز از# واقعيت، ميانبرى شناختى همراه با جواب هاى كوتاه و نامعتبر است. از هراس قبول رنجِ تحليل، دنيا را در دايكوتومى (دو مقوله اى) خوب-بد، زشت-زيبا، زن-مرد، سياه_سفيد و... زندانى ميكنيم. مثل پروكراستيز در يونان باستان آدمها را به هر روش تهاجم...